الشيخ يد الله الدوزدوزاني التبريزي
51
خمس در عصر پيامبر (ص) و پاسخ به برخى شبهات (فارسى)
در اين فرمان مراد از خمس غنايم ، خمس مطلق منافع است ، چرا كه مسلمانان يمن حتّى با اذن پيامبر نيز امكان جنگ نداشتند تا گفته شود كه مقصود پرداخت خمس غنائم جنگى است . مكتوب دوم : نامهاى است كه حضرت براى سعد هذيم از قضاعة و جُذام ، به صورت مشترك نوشته ، و در آن احكام صدقه را آموزش داده و به ايشان فرمان داده بود كه صدقه و خمس را به فرستادگانش ( ابيّ و عنبسة ) يا كسى كه آنها مىفرستند ، پرداخت كنند . « ما كتب لسعد هذيم من قضاعة وإلى جُذام ، كتاباً واحداً يعلّمهم فرائض الصدقة وأمرهم أن يدفعوا الصدقة والخمس إلى رسوليه أُبيّ وعنبسة أو من أرسلاه » « 1 » . يعنى اين فرمان واحدى است براى سعد هذيم از عشيره قضاعة و براى عشيره جذام ، كه در آن فرائض صدقه را تعليم مىدهد ، و امر به دادن صدقه و خمس به نمايندگان پيامبر يعنى " أبيّ " و " عنبسة " و يا نمايندگان آنها مىكند . در اين مكتوب كلمه مغانم يا غنائم نيامده تا تصور شود تنها مربوط به غنائم جنگى است ، بلكه در آن تنها امر به پرداخت زكات و خمس شده است . اين توضيح براى برداشت كامل از بعضى مكتوبات آتى هم بايد مورد توجه باشد . در بعض مكاتيب هم آمده است كه افراد دارا و ثروتمند از اضافه مالشان به فقراء بدهند ، كه اين هم جز بر خمس نمىتواند حمل شود ، چرا كه پرداخت واجب مالى در اسلام يا خمس است و يا زكات ، و غير اين دو چيز واجب ديگرى نداريم ، تا حمل بر آن شود . از طرفى موارد زكات محدود و مشخص است ، پس اين مورد لزوما خمس خواهد بود .
--> ( 1 ) - طبقات ابن سعد : ج 1 ، ص 270 .